خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دل مجموعه ای هر روز املا می توان کردنازین یک قطره خون صد نامه انشا می توان کردن
۲
اگر روی دلی از کارفرما در میان باشدبه ناخن سنگ را آیینه سیما می توان کردن
۳
نگردد لنگر تمکین حریف ناله عاشقبه هویی بیستون را دشت پیما می توان کردن
۴
گریزد لشکر خواب گران از قطره آبیبه یک پیمانه از سر عقل را وا می توان کردن
صفحهٔ ۱ از ۳