خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب عیدست ساقی باده روشن مهیا کنتماشای مه نو را ز جام زر دو بالا کن
۲
خمارآلود بی تاب است در خمیازه پردازیلب ما بسته می خواهی، دهان شیشه را وا کن
۳
به شکر این که در زیر نگین داری می لعلیسفال و سنگ این ویرانه را یاقوت سیما کن
۴
عجب عیشی است ماه نو به روی دوستان دیدنقدح بردار و ارباب طرب را جمع یک جا کن
صفحهٔ ۱ از ۳