خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا چون ذره زین وحشت سرا آهنگ بالا کنسرشک گرمرو را شمع بالین مسیحا کن
۲
هر آن راز نهان کز جام جم روشن نمی گرددبپوشان چشم (و) در آیینه زانو تماشا کن
۳
به گردون برد زور شهپر توفیق شبنم راتو هم در حلقه افتادگانی، چشم بالا کن
۴
سواد شهر از تنگی به داغ لاله می ماندازین زندان مشرب روی در دامان صحرا کن
صفحهٔ ۱ از ۳