خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو تیغم پهلوی خود جای ده جوهر تماشا کنبکش دست نوازش بر سرم دیگر تماشا کن
۲
به تیغ طعنه بی جوهری خونم چه می ریزی؟چو آیینه مرا رویی بده، جوهر تماشا کن
۳
مرا از کسوت بخت سیه عریان کن و بنگربیفشان ز اخگر من گرد، خاکستر تماشا کن
۴
مباد آب در چشمت بگردد از فروغ اوبپوشان چشم را آنگاه این گوهر تماشا کن
صفحهٔ ۱ از ۳