شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سفر نزدیک شد، فکر اقامت را ز سر وا کنمهیای وداع آشیان شو، بال و پر وا کن
۲
ندارد سیل بی زنهار رحمت بر گرانخوابانز پای خویش این بند گران را پیشتر وا کن
۳
وداع برگ هستی را به ایام خزان مفکنچو گل در نوبهار این سست پیمان را ز سر وا کن
۴
ترا آسوده آب و دانه در کنج قفس داردز آب و دانه بگذر، این گره از بال و پر وا کن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth