خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب منبه چشم سرمه دار آمد نوای عندلیب من
۲
ز بس چین جبین بی نیازی کرده در کارشصبا را دل گرفت از غنچه حسرت نصیب من
۳
به شاخ ارغوان نبض من گر آشنا گرددشود شاخ گل تبخاله انگشت طبیب من
۴
نباشم چون ز همزانویی آیینه در آتش؟که می آید برون از سنگ و از آهن رقیب من
صفحهٔ ۱ از ۲