شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب مننخواهد ماند در بیرون در بوی کباب من
۲
گرفتم بیم رسوایی است دامنگیر در روزتچرا در پرده شبها نمی آیی به خواب من؟
۳
شکست رنگ من بر شیشه دل سنگ می باردمیا بی باده گلگون به سیر ماهتاب من
۴
اگر ویرانی ظاهر نپیچاند عنانت راتوانی گنجها برداشت از ملک خراب من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth