خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبک جولانتر از برق است حسن لاله زار منبه یک خمیازه گل می شود آخر بهار من
۲
اگر شبها خبر یابی ز درد انتظار منز خواب ناز رو ناشسته آیی در کنار من
۳
ندارد حسن و عشق از هم جدایی، سخت می ترسمکه در پیراهن گل خار ریزد خار خار من
۴
نه در دست است گیرایی، نه در آغوش گنجاییعبث پهلو تهی می سازد آن سرو از کنار من
صفحهٔ ۱ از ۴