خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منه زنهار ای غافل ز حد خود قدم بیرونکه ریزد خون خود صیدی که آید از حرم بیرون
۲
چه کشتی ها که از آب گهر می گشت طوفانیعقیق آبدار او اگر می داد نم بیرون
۳
تو چون در جلوه آیی از که می آید عنانداری؟که دنبال تو از بتخانه می آید صنم بیرون
۴
مجو از بی زبانان محبت ناله پردازیکه اینجا بی صریر از خامه می آید رقم بیرون
صفحهٔ ۱ از ۳