خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست مقدور علاج غم دنیا کردنگره از جبهه به ناخن نتوان وا کردن
۲
از ولی نعمت عقبی نتوان رو گردانداز بصیرت نبود پشت به دنیا کردن
۳
می شود بسته در فیض ز واکردن لبدرد خود عرض نباید به مسیحا کردن
۴
آنقدر از دل صد پاره نمانده است بجاکه به احباب توان رقعه ای انشا کردن
صفحهٔ ۱ از ۳