خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلنشین است ز بس گوشه غمخانه منمی رود رو به قفا سیل ز ویرانه من
۲
ندهد تن به کشاکش دل دیوانه منچون کمان زور بود قفل در خانه من
۳
باد دستی گره از خرمن من واکرده استجمع در حوصله مور شود دانه من
۴
می شود نخل برومند سبکبار از سنگسخن سخت گران نیست به دیوانه من
صفحهٔ ۱ از ۳