شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه منپرده چشم غزال است سیه خانه من
۲
گرد هستی نشسته است به کاشانه منمی رود سیل سبکبار ز ویرانه من
۳
برق جایی که ز خرمن به تغافل گذردبه چه امید برآید ز زمین دانه من؟
۴
بحر را موج به زنجیر اقامت نکشدچه کند سلسله با شورش دیوانه من؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth