خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلدار رفت و برد دل خاکسار منیکبار شد ز دست کند و شکار من
۲
رفتی و رفت با تو دل بی قرار منیکبار شد تهی ز دو گوهر کنار من
۳
می بود سهل کار دل غم کشیده امبودی به جای خویش اگر غمگسار من
۴
واحسرتا که چون گل رعنا به باد رفتدر یک نفس خزان من و نوبهار من
صفحهٔ ۱ از ۳