خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فیض نسیم صبح بود با فغان منبر شاخ گل گران نبود آشیان من
۲
ریگ روان بادیه بی نشانیمسرگشتگی است راهبر کاروان من
۳
چون برق، منتهای نفس منزل من استبیچاره رهروی که شود همعنان من
۴
دستش ز تیر زودتر افتد به خاک راهآن ساده دل که زور زند بر کمان من
صفحهٔ ۱ از ۳