خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چند به ظاهر چون روان در بدنم منچون معنی بیگانه غریب وطنم من
۲
با یوسف اگر در ته یک پیرهنم مناز شرم همان ساکن بیت الحزنم من
۳
در ظاهر اگر در تن خاکی است قرارمچون معنی بیگانه غریب وطنم بود
۴
روی سخن من به کسی نیست جز از خودبا آینه چون طوطی اگر در سخنم من
صفحهٔ ۱ از ۳