شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۴۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب تشنگی حرص ندارد جگر منخشک از قدح شیر برآید شکر من
۲
در مشرب جان سختی من رطل گران استهر سنگ که از حادثه آید به سر من
۳
از مشرق مغرب گل خورشید برآمددر خواب بهارست نسیم سحر من
۴
چون ریگ روان منزل من پا به رکاب استهر سست عنانی نشود همسفر من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth