شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۴۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قسمت آیینه محرومی است از دیدار توعکس ممکن نیست دل بردارد از رخسار تو
۲
آب را کز بی قراری نعل در آتش بودخشک چون آیینه سازد حیرت گلزار تو
۳
خنده گل چون شکست شیشه اش در دل خلدگوش هر کس آشنا گشته است با گفتار تو
۴
آب در گوهر نبندد زنگ از استادگیپسته ای چون گشت از خط لعل گوهربار تو؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth