شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۴۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نگاه گرم گردد آفتابی روی اووز فروغ چهره آتش دیده گردد موی او
۲
همچو بوی گل که صد تو می شود از برگ خویشبیشتر ظاهر شود از پرده نور روی او
۳
در گریبان صبا مشتی عرق گردیده استنکهت پیراهن یوسف ز شرم بوی او
۴
با هزاران دست نتواند عنان دل گرفتسرو در وقت خرام قامت دلجوی او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth