خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جرم اندک را نبخشد رحمت بسیار توسنگ کم را نیست وزنی در سر بازار تو
۲
ای خرام آب حیوان گرده رفتار تورقص فانوس فلک از شعله دیدار تو
۳
از غبار خط سبزت چشم روشن می شودمی برد زنگ از دل آیینه ها زنگار تو
۴
خط ز خال و چشمت از مژگان بود خونخوارترآیه رحمت ندارد مصحف رخسار تو
صفحهٔ ۱ از ۴