خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از پریشانی نیندیشد گدای زلف توعمر جاویدان بود کمتر سخای زلف تو
۲
محو گردد نقطه اش در مد عمر جاودانهر که سازد خرده جان را فدای زلف تو
۳
رشته جمعیت اوراق از شیرازه استهست بر آشفتگان واجب دعای زلف تو
۴
برنگیرد دانه تسبیح دلها را ز خاکرشته زنار کافر ماجرای زلف تو
صفحهٔ ۱ از ۳