خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می چکد آب حیات از سبزه زار خط تومی شود جان تازه از سیر بهار خط تو
۲
قطعه یاقوت افتاده است مردم را ز چشمهمچو تقویم کهن در روزگار خط تو
۳
آنچه گرد ماه تابان می نماید هاله نیستمه حصاری گشته از شرم غبار خط تو
۴
چشم حسرت می شود هر حلقه زان زلف سیاهگر به این عنوان شد دلها شکار خط تو
صفحهٔ ۱ از ۴