خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می شود روشن چراغ از چهره رنگین توبیمی از کشتن ندارد شمع بر بالین تو
۲
مور هیهات است بیرون آید از دریای شهدسبزه خط چون برآمد از لب شیرین تو؟
۳
جای سیلی نقش بندد بر عذار نازکتدامن گل همچو شبنم گر شود بالین تو
۴
بر فلک از هاله آغوش گردد جای تنگبدر گردد از سواری چون هلال زین تو
صفحهٔ ۱ از ۲