خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کهنسالی ز مرگ ناگهان غافل مشوبرگ چون شد زرد از باد خزان غافل مشو
۲
امن نتوان زیست از اقبال و ادبار فلکاز دم شمشیر و از پشت کمان غافل مشو
۳
از چراغی می توان افروخت چندین شمع رادولتی چون رودهد از دوستان غافل مشو
۴
تا در ایام خزان برگ و نوایی باشدتدر بهار از بلبلان ای باغبان غافل مشو
صفحهٔ ۱ از ۳