شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۴۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی طلب زنهار بر خوان کسان مهمان مشوگوهر بی قیمتی، سنگ ته دندان مشو
۲
می توان کشتن، چو نبود آب، آتش را به خاکخاک خور، مغلوب حرص از بهر آب و نان مشو
۳
خویش را در بندگی انداختن از عقل نیستتا نفس داری رهین منت احسان مشو
۴
تا نبینی پشت و روی عیب های خویش رازینهار از صحبت آیین روگردان مشو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth