خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غافل از داغ جنون ای دیده روشن مشوگر رهایی چشم داری غافل از روزن مشو
۲
دامن رستم به دست جذبه سوی خویش کشدل نهاد این چه تاریک چون بیژن مشو
۳
گر نچینی خوشه ای، چون مور بر چین دانه ایدست و دامان تهی زنهار ازین خرمن مشو
۴
این سیه کاران سزاوار توجه نیستندپیش این تردامنان آیینه روشن مشو
صفحهٔ ۱ از ۴