خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بنشیند، شود صد کوه تمکین همنشین با اوچو برخیزد ز جا، از جای برخیزد زمین با او
۲
ز فیض داغ سودا دام و دد شد رام با مجنونسلیمان می شود هر کس که باشد این نگین با او
۳
نظر با ساعد سیمش چراغ صبح را ماندبرآرد گر ید بیضا سر از یک آستین با او
۴
لب دعوی گشودن می دهد یادی ز بی مغزیصدف لب بسته باشد تا بود در ثمین با او
صفحهٔ ۱ از ۲