شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه خط است این که دمید از لب جان پرور توکه به دل بردن ما بست کمر شکر تو
۲
دل دو نیم است ز لعل لب جان پرور توبازمانده است دهان صدف از گوهر تو
۳
می چکد بس که می از لعل می آلود تراتهی از باده به خوردن نشود ساغر تو
۴
پرده شرم ازان چهره نوخط بردارچند باشد چو زره زیر قبا جوهر تو؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth