خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که سوخت مرا هجر بی مروت توکباب کرد مرا درد و داغ فرقت تو
۲
ازین زیاده توقف مکن که نزدیک استکه جان من سفری گردد از اقامت تو
۳
هر آنچه میرود از دیده گر ز دل برودچرا زیاده ز دوری شود محبت تو؟
۴
زم صحبت تو من از عمر کامیاب شدمکنم چگونه فراموش، حق صحبت تو؟
صفحهٔ ۱ از ۳