خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز گل فزود مرا خارخار خنده توکه نیست خنده گل در شمار خنده تو
۲
مرا ز سیر گلستان نصیب خمیازه استکه نشکند قدح گل خمار خنده تو
۳
شده است گل عبث از برگ سر به سر ناخنگرهگشایی دلهاست کار خنده تو
۴
تو چون دهن به شکرخنده واکنی چون صبحکند فلک زر انجم نثار خنده تو
صفحهٔ ۱ از ۴