خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟که شد ز تنگدلی غنچه گلستان بی تو
۲
خبر به آینه میگیرم از نفس هر دمبه زندگی شدهام بس که بدگمان بی تو
۳
ز جنبش نفسم چون جرس فغان خیزدز بس که در دهنم خشک شد زبان بی تو
۴
چو تخم سوخته کز خاک برنمیآیدگره شده است مرا حرف در دهان بی تو
صفحهٔ ۱ از ۴