خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دام و کمند گردن دلهاست آرزودل مشت خار و موجه دریاست آرزو
۲
از دامن گشاده صحرای سینه هاچون موجه سراب سبکپاست آرزو
۳
از چشم سوزن است دل خلق تنگترتا چون گره به رشته جانهاست آرزو
۴
هر لحظه خار پیرهن یوسفی شودگستاختر ز دست زلیخاست آرزو
صفحهٔ ۱ از ۵