شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیشه زد بر پای خود هر کس که زد بر پای کوهدست کوته دار چون فرهاد از ایذای کوه
۲
پای پیچیده است در دامان تمکین زیر تیغداغ دارد پردلان را طبع بی پروای کوه
۳
خازنی چون سنگ نبود گوهر اسرار رازین سبب باشند روشن گوهران جویای کوه
۴
هر که دارد پشتبانی، غم نمی داند که چیستخنده مستانه کبک است از بالای کوه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth