شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر در باغ راه جلوه جانانه افتاده؟که از مستی ز دست شاخ گل پیمانه افتاده
۲
ز آبادی نظر بر سنگ طفلان است مجنون راوگرنه گنجها در گوشه ویرانه افتاده
۳
در آن محفل که می سوزم چو شمع از داغ ناکامیمکرر آتش از پروانه در پروانه افتاده
۴
نمی گردد ز جولان سختی ره سیل را مانععبث سنگ ملامت در پی دیوانه افتاده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth