خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم آه گرمی با تو گستاخانه سرکردهبه جسم نازکت بیماری چشمت اثر کرده
۲
گل رخسارت از دلسوزی تب آتشین گشتهملاقات لبت تبخاله را تنگ شکر کرده
۳
خمار خون مظلومان که بی قیدانه می خوردیسر بی مهریت را آشنای دردسر کرده
۴
رگ دست ترا کز رشته جان است نازکترطبیب بی مروت بوسه گاه نیشتر کرده
صفحهٔ ۱ از ۲