خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب آشفتگی زلف به دستارش دهچشم بیمار بگیر و دل بیمارش ده
۲
تا به ما خسته دلان بهتر ازین پردازددلی از سنگ خدایا به پرستارش ده
۳
چاک چون صبح کن از عشق گریبانش راسر چو خورشید به هر کوچه و بازارش ده
۴
از تهیدستی حیرت زدگان بی خبرستدستش از کار ببر راه به گلزارش ده
صفحهٔ ۱ از ۳