خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دل چو غنچه چند کنی رنگ و بو گره؟واکن به ناخن از دل پرآرزو گره
۲
جز تیغ آبدار درین روزگار نیستآبی که تشنه را نشود در گلو گره
۳
وقت است شق چو نار شود پوست بر تنماز بس شده است در دل من آرزو گره
۴
بیهوده شاخ گل همه تن دست گشته استنتوان زدن به بال و پر رنگ و بو گره
صفحهٔ ۱ از ۳