خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چند هست مشرق دیدار آینهباشد نظر به سینه من تار آینه
۲
جوهر ده است خواب پریشان به دیده اشتا دیده روی نوخط دلدار آینه
۳
تا از عرق شده است گهربار روی یارلب باز کرده است صدف وار آینه
۴
چون آب زیر سبزه خوابیده شد نهاناز خجلت تو در ته زنگار آینه
صفحهٔ ۱ از ۴