خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می کشد دل را ز دستم دلربای تازه ایدر کشاکش داردم زورآزمای تازه ای
۲
افسر سرگرمیم از طرف سر افتاده استساغری می گیرم از گلگون قبای تازه ای
۳
گو صبا از خاک کویش کحل بینایی میارنقش خود را دیده ام در نقش پای تازه ای
۴
گر ز مشت استخوان من نمی گیری خبرسایه خواهد کرد بر فرقم همای تازه ای
صفحهٔ ۱ از ۲