خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دو عالم یک قدم باشد به پای بیخودیای هزاران خضر فرخ پی فدای بیخودی
۲
بلبل هر بوستان و جغد هر ویرانه نیستدر فضای عرش می پرد همای بیخودی
۳
عقده دل را مبر سربسته با خود زیر خاکعرض کن بر ناخن مشکل گشای بیخودی
۴
با لب پرخنده چون سوفار می آید برونغنچه پیکان ز باغ دلگشای بیخودی
صفحهٔ ۱ از ۳