خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تأمل زینهار از نقطه دل نگذریزین سواد اعظم اسرار غافل نگذری
۲
تیر کج را از هدف دست تصرف کوته استسخت خواب آلوده می تازی، ز منزل نگذری
۳
با وجود تن پرستی ز اهل دل نتوان شدنصاحب گوهر نگردی تا ز ساحل نگذری
۴
سالها چون رشته پیچ و تاب اگر خواهی زدنتا نگردی بی گره زین مهره گل نگذری
صفحهٔ ۱ از ۲