خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر زبان و دل چو کج باشد نبخشاید کسیاز دم عقرب گره جز سنگ نگشاید کسی
۲
از ثمر شیرین نسازی گر دهان خلق راسعی کن از سایه ات چون بید آساید کسی
۳
جز شب و روز مکرر در بساطش هیچ نیستعمرها زیر فلک چون خضر اگر پاید کسی
۴
می شود بال و پر توفیق هنگام رحیلدست افسوسی که در دنیا به هم ساید کسی
صفحهٔ ۱ از ۳