شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۶۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سنگ را در جذبه از دست فلاخن می کشیجامه خاکستری از دوش گلخن می کشی
۲
در نظرها اعتبارت نیست چون موی زیادتا چو خار از هر سر دیوار گردن می کشی
۳
(نغمه افسوس از مرغ چمن خواهی شنیدرخت اگر با این گرانجانی به گلشن می کشی)
۴
(شعله شوخی، نداری در دل مجمر قرارگاه بر بام و گهی خود را به روزن می کشی)
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth