خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نسوزد، عود در مجمر ندارد آدمیتا نگرید، آب در گوهر ندارد آدمی
۲
تا نپیچد سر ز دنیا، سرندارد آدمیتا نریزد برگ از خود، بر ندارد آدمی
۳
تا نگردد استخوانش توتیا از بار دردجان روشن، دیده انور ندارد آدمی
۴
تا نبندد راه خواهش بر خود از سد رمقدر نظرها، شان اسکندر ندارد آدمی
صفحهٔ ۱ از ۵