خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ظاهر نیست عشق را اگر بر دست و پا بندیبه هر مو دارد از پاس وفاداری جدا بندی
۲
چنان دلبستگی دارم به اسباب گرفتاریکه من آزاد گردم هر که بگشاید ز پابندی
۳
در جنت به رویش بی تکلف واکند رضوانگشاید هر که آن گل پیرهن را از قبا بندی
۴
مدان آزادگان را غافل از حال گرفتارانکه از هر طوق قمری سرو را باشد جدابندی
صفحهٔ ۱ از ۳