شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۷۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرامت کن مرا ای ابر رحمت چشم گریانیکه از هر خنده بر دل می رسد زخم نمایانی
۲
غزال از دور باش وحشت من راه گرداندمرا در دامن صحرا نمی باید نگهبانی
۳
کند بر دیده سودایی من شهر را زنداننفس چون راست سازد گردبادی در بیابانی
۴
نمی گردید بی شیرازه اوراق وجود مناگر می بود در دستم سر زلف پریشانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth