شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۷۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز رخسار چو مه پرده برانداخته‌ایسوز خورشید به جان قمر انداخته‌ای
۲
در سراپای تو کم بود بلای دل و دین؟که ز خط طرح بلای دگر انداخته‌ای
۳
دولت حسن تو وقت است شود پا به رکابکار ما را چه به وقت دگر انداخته‌ای؟
۴
تو که در خانه ز شوخی ننشینی هرگزرخت ما را چه ز منزل به در انداخته‌ای؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth