خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غوطه در خاک زند دل ز گریبان کسیناله در خون تپد از شوخی مژگان کسی
۲
تا پریشان نشود خاطر چون برگ گلتنروی سرزده در خواب پریشان کسی
۳
نازم آن ضعف زبون کرده بی طاقت راکه به امداد صبا رفت به قربان کسی
۴
خون ما در تن ازان مرده که در روز جزاندهد زحمت اندشه دامان کسی
صفحهٔ ۱ از ۳