شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ برافروخته دیگر به نظر می‌آییاز شکار دل‌گرم که دگر می‌آیی؟
۲
از صدف گوهر شهوار نیاید بیرونبه صفایی که تو از خانه به در می‌آیی
۳
می‌چکد آب حیات از گل رخسار تراچشم بد دور که خوش تازه و تر می‌آیی
۴
کیست گستاخ به روی تو تواند دیدن؟که عرقناک ز آیینه بدر می‌آیی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth