شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟چو لاله حرف جگرسوز در دهان داری
۲
دگر ز دیده گستاخ ما چه سرزده است؟که تلختر ز نگه حرف بر زبان داری
۳
به دیگران سپر انداختن بود کارترسد چو نوبت ما تیر در کمان داری
۴
ز برق و باد گرو می برد به گرمرویز عذر لنگ، سمندی که زیر ران داری
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth