خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درین حدیقه پر میوه تا جگر نخوریز نخل زندگی خویشتن ثمر نخوری
۲
ترا به چشمه حیوان گذار خواهد بودجگر ز رفتن این عمر مختصر نخوری
۳
بود به قدر هنر داغهای محرومیفریب شهرت بی حاصل هنر نخوری
۴
به ناروایی خود صبر اگر توانی کردز سکه زخم به رخسار همچو زر نخوری
صفحهٔ ۱ از ۴